
از جمله واحدهايي كه هر دانشجوي رشتهي فني در طي دورهي تحصيلي خود بايد بگذراند، كارآموزي است. كارآموزي در دورهي كارشناسي 240 ساعت، معادل 30 روز كار روزانه است. كه كارآموز آنرا در يكي از واحدهاي صنعتي تجربه ميكند.
براي من كه پدرم سالهاست در نيروگاه شهيدرجايي قزوين مشغول به كار است، طبعاً اولين انتخاب گذراندن اين دوره در نيروگاه بود.
نيروگاه حرارتي مجموعهاي است پيچيده، كه با فرآيندهاي ساده اما مهم فيزيكي، مانند تبخير و ميعان عمل توليد برق را انجام ميدهد. به زبان ساده ميتوان اين فرآيند اينطور توضيح داد كه آب در سلسله مراحل پيچيدهاي در بويلر (Boiler) به بخار بسيار داغ (Superheat Steam) تبديل شده و با فشار و دماي بالا در سه مرحله وارد توربين (Turbine) شده و آنرا ميچرخاند. ماحصل چرخش توربين گردش ژنراتور (Generator) و در نتيجه توليد انرژي حياتي برق خواهد بود. اين چرخهي بسته همواره براي آب تكرار خواهد شد؛ يعني پس از بار سوم ورود بخار به توربين، به كمك آب وارد شده از سيستم برجهاي خنك كننده (Cooling Tower) در متراكم كننده (Condenser) بخار را به آب تبديل كرده و مجدداً در بويلر بكار ميگيرند.
توليد برق يقيناً فرآيندي پر هزينه و پر زحمت است. برقي كه اين روزها مدام صحبت از كمبود آن ميشود و خانهي ما روزانه چند ساعت از داشتنش محروم است. ماحصل تلاش شبانه روزي افرادي همچون پدرم است كه من از نزديك شاهد آن بودهام. و كار آموزي تنها، فرصتي است تا با عملكرد نيروگاه بيشتر آشنا شده و از عملكرد قسمتهاي مختلف آن گزارشي جامع تهيه كنم.
همينجا فرصت را غنيمت شمرده و روز پدر را به پدرم و تمامي پدرها تبريك ميگويم.
به ياد خسرو شكيبايي 28/4/1387

باورم نيست هنوز
خسرو سينماي ايران ...
آن چهارشنبههاي امتحان ...
"خانهي سبز"ي كه هرجور بود بايست ميديدم
و او كه مرد سبز آن خانهي سبز بود ...
او كه سبز بود و سبز ماند...
بارم نيست هنوز
مراد بيگ جاودانه كه بياد دليرهاي پدر بزرگها ميانداختمان...
"سوگنامهاي براي تو" نخوانم نوشت ...
مگر آدمهاي سبز ميميرند؟
نه !
باورم نيست هنوز